“آنها در حال حاضر در اینجا شروع می شود با مجموع خورشید گرفتگی و بشقاب پرنده ها. (گزیده کتاب)

در کتاب جدید خود “آنها در حال حاضر اینجا هستید:: UFO فرهنگ و چرا ما دیدن بشقاب” (Pegasus کتاب سال 2020) روزنامه نگار سارا Scoles بررسی فرهنگ و تاریخ مردم بر این باورند که در کامپیوتر.

این کتاب آغاز می شود در اینجا با تجربه خود را از مجموع خورشید گرفتگی و یک نور مرموز در آسمان که تنظیم صحنه برای او گزارش بشقاب پرنده ها در جامعه است.

شما می توانید به خواندن مصاحبه با Scoles در اینجا.

مرتبط: بهترین فضای کتاب و sci-fi برای سال 2020

من فقط دیده شدن یک بشقاب پرنده یک بار. و تنها به صورت دوم: آن را به سرعت تبدیل به یک IFO—شناسایی یک شی پرنده. اما زودگذر که با احساس همراه است که زودگذر unidentification گیر در اطراف برای زمان بسیار طولانی.

این اتفاق افتاد در تاریخ 21 اوت سال 2017 حدود 20 مایل در خارج از جکسون, Wyoming. من می خواهم اردو به مدت دو شب در حال حاضر با دوستان. به عنوان مثل ما بودند و خسته و اغلب بیش از حد سرد یا خیلی گرم است. یک نهر با عجله پشت چادر ما و ما آن را مورد استفاده برای فیلتر کردن آب و سرد آبجو ما می snagged از نزدیک اسکی شهر ostentatiously چوب مخابره liquor store.

صد و یا پا پاکسازی وجود دارد یک مرد در یک RV که دوست را به ساقه تفنگ خود را در کوهستان. او اهمیتی نمی دهند که در مجموع خورشید گرفتگی اتفاق می افتد که بعد. در واقع او رانده بود تا این rutted سنگی, جنگل, جاده سرویس به دور از پدیده و از ازدحام گردشگران ثروتمند که می خواهم تاخت و تاز شهر خود را به دیدن ماه در مقابل خورشید در یک مکان زیبا.

ما مراقبت ، که چرا ما به سمت چپ قبل از سپیده دم که صبح می زنیم تا گاو نهر نوین به سوی یک نقطه بالا به نام کرم پف اوج 6 مایل دور و نزدیک به 10 ، 000 فوت ارتفاع. ما می خواستیم به تنهایی و نزدیک به لبه جو زمین به طوری که ما می تواند احساس — حتی اگر آن را 7.5 میلیارد بار نادرست — که ما تنها مردم در کل سیاره تنها کسانی که می تواند دیدن این رویداد سماوی. این امر می تواند ما.

ما در بر داشت هرگز کرم پف اوج هر چند دنباله ظاهری به ریسمان متفاوت از آن مسیر بر روی نقشه. در عوض ما حل و فصل بر روی نام پرتگاه چند دقیقه قبل از زمین را تنها طبیعی ماهواره ای شروع به اسلاید در مقابل آن تنها ستاره. ما خوردند میله های پنیر و نامنظم رونده گوشت گاو و برداشت شکلات از دنباله مخلوط چسبیده ما مات گرفتگی در مقابل چهره های ما هر از چند گاهی به تماشای خورشید transmogrification به چیزی دیگرآن را به عنوان کم رنگ و کم رنگ و کم رنگ ماه گاز گرفتن Pac-Man تکه های از آن است.

Sarah Scoles.

(اعتبار تصویر: Rebekah Scoles)

ناپدید شدن در زمان در حالی که برای. و به صداقت آن را خسته کننده برای اولین بار در. اما پس از آن درجه تغییر کرده است. به نظر می رسید — اگر هوا ندارد رنگ — به yellower مانند آن خود را انتقال لنز. در آن هوای سرد. رنگ سنبه های subalpine چمن و آسمان خود را مات به نظر می رسید اگر چه من تا به حال فکر آنها را به عنوان براق قبل از. صحنه شد perspectiveless, depthless مانند یک تخت قرون وسطی نقاشی که در آن همه چیز است درست در مقابل شما.

ما هر زمان از ما کت و شانه ای بالا انداخت و آنها را بر روی. چند دقیقه بعد ما زیپ آنها را. ما پچ پچ — در مورد چگونه جذاب تشنجی است چگونه کرم پف بود شاید که اوج راه در سراسر دره (یا شاید نه) ما تا چه حد می آیند, چگونه به تنهایی ما را در اینجا — تا به حال آرام. ما نشسته در لبه بقوم و نگاه و سکوت جز گاه به گاه “عجیب و غریب” یا “وای” از دست رفته در خود ما تجارب درونی خارجی جهان.

سرانجام لحظه ای از کلیت — زمانی که ماه به طور کامل از بلوک های خورشید — بر ما بود. من پیچیده آغوش من تحت الشعاع قرار دادن عینک در اطراف گوش من و نگاه دقیقا همان جایی که به طور معمول شما قرار نیست. آخرین هلال احمر از نور خورشید ناپدید شد و فقط قبل از ماه بریده و خود را قفل شده است در داخل خورشید, دایره, لنز شعله ور شدن نور پشت سر هم از مرز. آن را یک رویداد شناخته شده به عنوان “حلقه الماس.”

“Whaaaaaaaaat?” من گفتم با صدای بلند. فریاد من در اصحاب من برای قرار دادن عینک خود را در. “این اتفاق می افتد،”

آسمان تاریک رشد. یک باد سرد لگد کردن. ستاره ای که تا به حال افزایش یافته است کاهش یافته و هر روز از زندگی من قبل از آن نقطه وجود ندارد دیگر. آن را به حال شده است به جای چیزی بیگانه—که تا به حال به نوبه خود, تبدیل چشم انداز به آن است که از یک exoplanet. زمین محل شد من هرگز زندگی می کردند اما ناگهان خودم را به عنوان اگر من می خواهم شده است مکیده تا در پرتو تراکتور و شده plunked نور پایین-سال های دور در خانه کس دیگری.

جو بیرونی خورشید را به نام تاج که تا به حال وجود داشته است سمت راست وجود دارد تمام وقت اما تا به حال باقی مانده نامرئی تا حالا wisped از ستاره لبه ها و licked در مرکز آسمان است. همه چیز آشنا احساس عمیقا عمیقا عجیب و غریب است. در طول چند دقیقه از کلیت آن غرابت هرگز آشنا شد.

من احساس مثل من در اولین غواصی و یا که در آن زمان در کالج وقتی که من قارچ ایستاده بود و گریه در مقابل بنفش گل بوش از آنجا که بنفش بود چنین زیبا و بعید رنگ: جهان همواره این شگفت آور و عجیب و غریب در سمت راست زیر به طور منظم واقعیت است. و من تا به حال فقط آن را متوجه.

***

که نه من UFO داستان اگر چه احتمالا در ابتدا من. بشقاب پرنده ها نشان داد بعد از آن شب. هنگامی که ما از تبار نیست-کرم پف ما نوشید ما نهر آبجو و نشسته در اطراف تاریک گودال آتش است که ما اجازه نداشتند به نور تا آنجا که اسموکی گفت: تا. ما relived روز (“به یاد داشته باشید که چگونه شما فقط گفت:” Whaaaaaaat?'”) قبل از حرکت به بحث در مورد آنچه که ما می خواهم انجام دهید در این صورت نه کاملا آخرالزمانی جنگ هسته ای که در آن زمان به نظر نمی رسد بیش از حد بالا بعید است.

در نهایت ما پا را از ما در زیر تاج پوشش درختان به نگاه کردن به ستاره ها — همه کسانی که دیگر خورشید orbited توسط تمام کسانی که از سیارات دیگر که برخی دیگر schmucks ممکن است لرز و بحث ineloquence از یکی از اصحاب خود در طول گرفتگی از ستاره خود را.

آن را تاریک بود در خارج وجود دارد: تاریکی-dark. و آن را بالا و خشک غربی و وایومینگ قرار دادن چند مولکولی دیوار بین ما و مشاهده. در اینجا هم ما ماند بسیار آرام اجازه ستاره’ جریان نور به چشم ما در حالی که ما هر فکر ما افکار خود.

“وجود دارد یک ماهواره گفت:” دوست من تریپ یک فیزیکدان پزشکی که به تازگی اعلام کرد که در این صورت نه کاملا آخرالزمانی جنگ هسته ای او را به منطقه آسیب دیده و درمان مردم است. وی با اشاره به حرکت سریع به نقطه ترسیم قوس بین ستاره ها.

قبل از هر یک از ما می تواند پاسخ این نقطه رشد روشن تر است. نور آغاز شده که از لبه آن. حق به عنوان مغز من ثبت شده که تغییر روشنایی در نوردید. سپس آن را تبدیل به یک پرتو جستجو. در یک ثانیه آن را با اشاره مستقیم به ما.

“Whaaaaaaaat?” همه ما گفت: غیر ارادی در هماهنگ است.

آن را می داند که ما در اینجابود که من برای اولین بار غیر ارادی فکر می کردم. زمینی توضیحات پس از آن آمد سریع: آن خدمات جنگل هلی کوپتر. این سوراخ Jackson پلیس rotorcraft. این نظامی جاری در جمعیت کثیری. این بود برخی از غنی, سراخ کون, در برخی از, سراخ کون, تور.

اما من می دانستم که — از نور را قبل از حرکت در میان ستاره ها — که آن را از یک هلیکوپتر. و برای دومین و یا تا زمانی که من در آن نور افکن وجود دارد که بخشی از من (بخشی از من من واقعا نمی خواهید به اذعان) که بر این باور بود که ممکن است که شاید این بود. کسانی که فرازمینی بشقاب پرنده من می خواهم آستین با من شکاک فکر علوم مغز و گفت: نمی وجود دارد ؟ آنها در اینجا در حال حاضر و آنها می دانستند که من در اینجا بود و آنها می خواستند من را به می دانم که آنها می دانستند که من در اینجا بود.

اگر چه این فکر کردم که لحظه درست قبل از اینکه همه چیز تغییر کرد ،

این راه من همیشه احساس می کنید که چیزی در جهان به نظر می رسد خاموش نه بر خلاف این راه را در طول گرفتگی. زمانی که هیچ کس را در اوایل صبح روز یکشنبه یک بخشی از من سرگرم احتمال این که پنج دقیقه از بیمار پیدا کردن 90 درصد از همه درگذشت یک شبه از یک سریع کار آنفولانزا یا یک خلسه. زمانی که من ماشین را نمی خواهد شروع به سمت راست دور در زمستان بسیار سرد, صبح, من تعجب می کنم اگر من در مورد به درک این است که با توجه به گسترده EMP حمله. زمانی که urgh-urgh-urgh اضطراری پخش در رادیو من, مارمولک مغز تصمیم می گیرد این بار گوینده خواهد گفت: “آره بیگانگان.”

اکثر نظری یا جادویی, فیلم, شروع با چند قبل از لحظات. شخصیت خود را زندگی می کنند در همان پایه حکومت-جهان زیر مخاطب می کند — تا زمانی که همه از ناگهانی آنها نیست. اگر شما چپ نگاه کردن در چیزهایی که یک راه خاص آن احساس می کند مانند است که می تواند برای شما اتفاق می افتد بیش از حد.

به هر حال من احساس کردم برای یک ثانیه تقریبا برابر من خواهد بود و شاید این جادویی من قبل از. جهان به نظر می رسید بیشتر از این احساس از حد معمول به تازگی, به عنوان ما تعجب می کنم اگر ما ایستادگی در پرتگاه از برخی از dystopian لحظه به نقطه که در آن بخش های جبران ناپذیر تبدیل دموکراسی به پایان می رسد حریم خصوصی کاملا تبخیر و جنگ های جهانی تقریبا آغاز خواهد شد.

اما فقط به عنوان به سرعت به عنوان ما می خواهم خودمان را ایستاده در ظاهر حساس نور در آن بود رفته نقطه ادامه در راه خود را از طریق آسمان که در حال حاضر به نظر می رسید غریبه تر از همیشه در این مکان که کمتر احساس تنهایی از آن را به حال قبل از.

چه شد که چه شد که چه شد کههمه ما گفت: به هر یک از دیگر. ما فرار از طریق زمینی ما ایده و خندید و در زمینی یکی است. ما هر دو شدت دستپاچه و enervated با دانستن نیست.

یک دقیقه بعد من به یاد آنچه که من می دانستم: که ایریدیوم ارتباطات ماهواره شعله ور شدن زمانی که آنها عبور بیش از به عنوان خورشید چشمک می زند خود را در برابر سطوح براق. اگر شما به اندازه کافی خوش شانس به زیر مسیر خود را در زاویه سمت راست آن را همیشه به نظر می رسد مانند آنها خیره در شما. نزد یک تصادف از زمان و جغرافیا درست مثل گرفتگی.

خوبمن فکر کردم راضی است. یک پاسخ. من نمی خواهد که به هر کسی بگویید من می خواهم دیده می شود چیزی است که من نمی تواند توضیح دهد. من نمی خواهد که به زندگی با عدم قطعیت است. من نمی باید به این باور هر چیزی در مورد هر چیزی. و این است راه من آن را دوست دارم: اعتقاد و این ایده که چیزی ممکن است دروغ فراتر از بررسی احساس نفرت به من. هنوز هم من تا به حال به اعتراف است که یک زمان فرار از طریق سیستم گردش خون زمانی که من فکر می کردم که شاید — فقط شاید — من اشتباه بود. پس از همه, آن را نمی های زیبا, به طور خلاصه به فکر می کنم که زیر این جهان من به خوبی می دانستند دیگری بود که من در تمام ؟

تجدید چاپ از آنها در حال حاضر اینجا هستید:: UFO فرهنگ و چرا ما دیدن بشقاب توسط سارا Scoles. منتشر شده توسط Pegasus کتاب. © سارا Scoles. تجدید چاپ با اجازه.

دنبال کنید با ما در توییتر @Spacedotcom و on Facebook.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de