پزشکی به عنوان مراقبه

روز پنج شنبه بعد از ظهر من خودم پیاده روی زیرزمین راهروهای بیمارستان. در اینجا من یک wide-eyed دانشجوی پزشکی از دست داده و عصبی به دنبال نشانه ای گفت: “مراقبت معنوی” برای مشخص شدن پایه های اصلی بالینی کشیش.

من تا به حال وارد آموزش پزشکی نه تنها به ارائه درمان فیزیکی اما برای شفای معنوی نیز هست. در گذشته من در نظر گرفته بودن یک راهب اما متوجه من می خواستم به ادغام تئوری با عمل من تصمیم گرفتند به عنوان یک پزشک به جای. پزشکی شد من روزانه تمرین معنوی ادغام با مواد متافیزیکی است. من می دانستم که کمی در مورد بالینی آموزش روحانیون تنها یک بار overhearing یک روحانی توضیح حرفه ای: “ما همراه بیماران در سفر خود را بدون به دنبال یک مقصد.” پزشکی گردد و من را به یک راه حل-ژنراتور دیفرانسیل diagnoser. چه شفا شبیه خارج از آن ؟

روحانی بروس Feldstein, MD, BCC با موهای خاکستری و نازک شیشه ای فریم را فرا گرفت و من را به یک مشتاق دست دادن. بروس نه محدود خود را به هنجارهای اجتماعی; او از نوع فرد است که آنها را ایجاد کرده. او یک اورژانس پزشکی doc تا پس از نزدیک به 20 سال در زمانی که یک مصدومیت او را وادار به تغییر شغل. او یک قاضی عسگر ادامه کار خود را با بیماران.

من راه می رفت در یک سرعت ثابت در سکوت در کنار بروس یک تضاد به قدم زدن سالن با پزشکان دیگر من تا به حال سایه قبلا در جایی که پزشک و من هر دو را اشغال کردند با بحث در مورد بیمار پاتوفیزیولوژی و طرح درمان. پس از بی دست و پا nonexchange از کلمات بروس بالاخره سکوت را شکست و گفت: “احساس می کنم هوا حرکت گذشته پیشانی خود را. تصور کنید که آن را باد کنار دلمشغولیهای خود را.” ما ساخته شده آن را به انتهای راهرو تبدیل شده و پای ما را در راه برگشت به همان راهرو یک زن و شوهر بار در سکوت.

در ابتدا من احساس مضطرب است. دیگر پزشکان برش در اطراف ما به سرعت خود را به اتاق بعدی نگاه کردن و فکر کردن در مورد به-dos. در مقایسه با معمولی گیج کننده محیط زیست از بیمارستان این احساس عجیب و غریب فقط به راه رفتن. فقط به من اجازه آرامش به حل و فصل در, ما در نهایت وارد در مقابل ما بیمار اتاق توقف در ژل تلگراف.

بروس صدای کاهش یافته است به من اجازه در بر راز خود را. “هر زمان که من ژل در من دو چیز است. من مجموعه ای توجه من و من در tention.” من قرار داده دست من زیر تلگراف. کف آلود ضد عفونی کننده ژل plopped ، توجه. به عنوان من مالیده و آن را به دست من احساس خنکی پاک کردن کف دست من تبخیر دور همه چیز را اما در حال حاضر. قصد. بروس صحبت کرد قصد خود را با صدای بلند برای من به شنیدن: “ممکن است من از خدمات است. ممکن است من با شما ملاقات بیمار من در جهان خود را به عنوان آن را برای شما و همراه شما وجود دارد….” من احساس آرامش. ما زدم و آماده برای عبور از آستانه به اتاق بیمار.

همانطور که ما در مورد ورود به من حس آرامش کوتاه مداری برای یک لحظه. من متوجه شدم که من می دانستم که هیچ چیزی در مورد این مرد است. به عنوان یک دانشجوی پزشکی, من عادت به شارژ در آماده شتاب یادداشت را در دست گرفته شده از بیمار را نمودار. من عادت کرده بود به دانستن جزئیات بیشتر در مورد چنین چیزهایی به عنوان تشخیص بیمار شده بود و در اینجا خود را به داروها و جدید ترین یافته های آزمایشگاهی. در اینجا من فقط می دانستم که او از نام و سن و مذهبی اولویت است.

من زمزمه به بروس. “آنچه او در می آیند؟”

بروس به من اطمینان داد: “ما به زودی خواهید پیدا کردن به اندازه کافی. اجازه دهید ما به سادگی حاضر به باز کردن مراقبت و کنجکاو. آنچه اهمیت برای او آنچه مهم است برای ما. اجازه دهید ما در شناسایی و پاسخ آوردن همه ما تجربه زندگی و همچنین آموزش. ممکن است ما از خدمات است.”

بروس و من راه می رفت به بالین و سنجیده معرفی خودمان. جیمز بود که صحبت کردن با یک زن و استقبال ما به آنها بپیوندید. همانطور که ما درگیر در مکالمه برخورد احساس سبک و سنگین در همان زمان. سبکی آمد از این واقعیت است که ما صحبت در مورد هر چیزی که آمد: گل های زیبا در خارج از پنجره بیمارستان, خنده در خنده دار اظهار اتصال بیش از زادگاه و یادگیری از James’ نوزاد دختر در خانه است. جیمز بود پر جنب و جوش و دوست داشتن شوهر و پدر یک بیمار دوخته با پزشکی برچسب. یک سنگینی مطرح سر خود را زمانی که من به یاد ما هنوز در یک اتاق بیمارستان IV قطره به راست مانیتور, beeping در بخش انکولوژی.

مدتی کوتاه به مکالمه James ارائه شده تا اطلاعاتی که او در بیمارستان بود برای عود سرطان خود را. تنها در 30s, James شده بود ملاقات با یک نوار گمنام این چند ماه گذشته. آنها در حال انتظار برای پیدا کردن نتایج آزمایشات و چشم انداز بیشتر شیمی درمانی در این زمان با او نخستزاده نوزاد دختر در تصویر.

بدون موجب جیمز در زمان یک لحظه به قدم به عقب از سرطان و تأمل در این درس آن را به او داده بود. “سرطان را به من آموخت چند چیز مانند نحوه زندگی روز به روز. من فقط خوشبخت تر از دیگران به خاطر من برای یادگیری این درس را هر چه زودتر در زندگی به جای بعد.”

بروس گوش در پاسخ با تحسین متوقف شد و سپس پرسید. “ممکن است من به شما پیشنهاد یک برکت و رحمت?”

بیمار خوش گرفته شده توسط, تعجب, پراکنده, “آه…اطمینان حاصل کنید.” جیمز و همسرش به عقب نگاه مشتاق به دیدن آنچه که اتفاق می افتد. James’ مادر که به تازگی وارد اتاق افتاد ،

بروس خواسته جیمز و سپس خانواده اش”چه شما می خواهم این برکت را برای شما چیست؟” او با دقت گوش و انتخاب یک برکت و رحمت خاص. با غرش صدای عمیق, بروس شروع به آواز خواندن.

قابل لمس تمامیت آغوش اتاق بیمارستان. هر کس آن را احساس. تنها صدا در کنار بروس صدا بود beeping نظارت و حتی به نظر می رسید که به آرام کردن. بروس خواند به زبان عبری و در عین حال خانواده می تواند حس مفهوم اساسی song—فضل و قدرت و قاطع حمایت می کند. نگاه من به جیمز’ مادر. درخشان رگه های جریان در سراسر چشمان او به آرامی منحرف انگشتان خود را. به عنوان بروس به پایان رسید آهنگ پری از سکوت درنگ برای ثانیه گرانبها. همه ما می دانستیم که ما تا به حال تجربه چیزی متعالی. چیزی متفاوت از درمان پزشکی را از طریق یک چهارم و در عین حال مسلما فقط به عنوان قدرتمند است.

برخورد به پایان رسید و ما گفت: ما خوب byes. من راه می رفت به راهرو تلاش برای عقب نگه اشک های من در حالی که ژل ، اگر پزشکی به معنی التیام من فکر کردم پس از آن من می تواند انجام این کار با بیماران مبتلا به روحانی عنوان یا نه. با توجه و قصد من به سادگی می تواند وجود داشته باشد. شفا اتفاق می افتد فقط با اصیل نشان دادن.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de