پیدا کردن هماهنگی درونی: این جنبهی میراث کارن هورنای

“به یاد بگیرند که چگونه به گوش دادن به ظریف ارتعاشات روح من به incorruptibly به خودم درست و عادلانه به دیگران برای پیدا کردن در این روش اندازه گیری مناسب از خود من با ارزش است.”

— کارن هورنای را در آستانه سال جدید قطعنامه در سال 1904 در سن 18 سالگی (از نوجواني خاطرات کارن هورنای)

من باور دارم کارن هورنای (1885-1952) یکی از مهمترین جنبهی روانشناسان در تمام دوران است. بسیاری از هورنای ایده های در مورد رشد شخصیت در حال حمایت مدرن, شخصیت, روانشناسی, نظریه دلبستگی و يافته ها در اثر تجارب آسیب زا در مغز است. هورنای بود واقعا پیشگام در روانشناسی نه تنها برای به چالش کشیدن فروید ایده های در مورد زنان (نگاه کنید به کتاب او زنانه روانشناسی) بلکه برای reconceptualizing اساسی منبع درونی ما درگیری و برای ارائه امیدوارم که کار سخت خود تجزیه و تحلیل می تواند منجر به رشد و توسعه است.

از فروید به تمامیت

فروید معتقد بود که ما اساسی تعارض بين ما “بدوی خود خواه drive” و “نهی وجدان” ممنوع است که بیان کامل آن شد. او فوق العاده دیدگاه بدبینانه از طبیعت انسان به حداقل می گویند. در حالی که موافقت با فروید که ما درگیری های داخلی می تواند بسیار مخرب هورنای باور نمی کند که “در زیر آن همه” ما تمام شد فقط یک دیگ مخرب خواستار مثل خشم و سرخوردگی جنسی. مطمئن شوید که آنها قطعات را از ما اما به دور از تمام ما است.

به جای هورنای شاهد درگیری اولیه که ناشی از “از دست دادن ظرفیت به آرزو برای هر چیزی از صمیم قلب به خاطر او خواسته تقسیم شده است که آنها در جهت مخالف.” در هسته خود هورنای معتقد بود که انسان باید از این ظرفیت و همچنین تمایل خود را به توسعه و پتانسیل تبدیل شدن به یک انسان شایسته بودن اما این است که این پتانسیل خراب شدن رابطه ما با دیگران و برای خودمان آشفته است.

هورنای نیز اساسا رفتگان از فروید در تاکید بر قدرت نیروهای محیط زیست به شکل پایدار ما شخصیت. هورنای به دنبال درک پیدایش و رانندگی نیروهای کل شخصیت ما: “هر بیماریهای نگرش و یا درگیری که متبلور در طول تجزیه و تحلیل باید در درک رابطه آن با شخصیت به عنوان یک کل” او اشاره کرد.

هورنای معتقد بود که “بسیاری از ما می خواهید و قدردانی از محبت خود کنترل عفت و نظر دیگران” اگر چه او به رسمیت شناخته شده عصبی همتای به هر نیاز های اساسی انسان ناشی از ترکیبی از سرشتی و محیطی را تحت تاثیر قرار. با توجه به هورنای, “بیماریهای روند” در حال نگرش به زندگی است که ارائه یک احساس ایمنی و امنیت در زیر بار از سردرگمی و پریشانی اما که در نهایت شیرین کاری رشد.

“اگر روح در خانه یکی از گرمی و یا احترام متقابل و توجه کودک می تواند رشد آزادانه,” هورنای توضیح داد. “متاسفانه در تمدن ما وجود دارد بسیاری از عوامل محیطی نامساعد برای رشد کودک… مورد آزار و اذیت توسط این اخلال شرایط کودک لباس زیر زنانه راه هایی برای نگه داشتن رفتن, راه برای کنار آمدن با این جهان شوم. در انجام این کار او توسعه نه تنها ad hoc استراتژی اما ماندگار شخصیت روند که تبدیل به بخشی از شخصیت او را.”

هورنای شامل یک لیست طولانی از عوارض جانبی زیست محیطی عاملی است که تاثیر توسعه ما اين روند از خوبی به این معنی پدر و مادر که اعمال فشار بیش از حد در کودک موفق به پدر و مادر که غیر قابل پیش بینی هستند و به طور مداوم به تغییر به عقب و جلو بین تان عشق و ارعاب استبداد و تسبیح, رفاقت و استبداد; به پدر و مادر که نیروی فرزند به یکی از والدین را در کنار بیش از دیگر; و به پدر و مادر را که کودک احساس می کنید که او تمام هدف در این سیاره است که به زندگی می کنند تا انتظارات خود را افزایش اعتبار خود را و یا کورکورانه در خدمت نیازهای خود را—نگه داشتن کودک از شناخت خود/وجود او به عنوان یک فرد مجزا با حقوق و مسئولیت.

در نوشته های او را با مادر فراهم می کند فوق العاده دقیق و روشن تفاوت بین ما اساسی بشر strivings و عصبی هستند. “[T]او اين حرفه هستند تقریبا یک کاریکاتور از ارزش های انسانی آنها شبیه” او ندارند. بزرگترین نشانه آن است که یک نیاز اساسی توسعه در اين جهت است اجباری طبیعت نیاز است. در چنگال عصبی تلاش ما اغلب غافل از حد به آن است که تعیین کننده و مصرف بیش از زندگی ما است. اجباری طبیعت عصبی روند اغلب دارای دو ویژگی های اصلی:

  • اين روند اغلب به دنبال یکسره (به عنوان مثال ما باید همه مثل ما حتی اگر ما نمی مانند یک فرد),
  • خط مقدم پیشگیری از بیماریهای روند در هر وضعیت اغلب منجر به وحشت و اضطراب (به عنوان مثال یک فرد با یک وسواس نیاز به آزادی نامحدود هراس در کوچکترین اشاره از یک کراوات که آیا این ازدواج و یا نیاز به امضای قرارداد برای عضویت بدنسازی).

به عنوان هورنای اشاره عصبی روند خدمت فوق العاده تابع مهم در حفظ یک حس ایمنی و امنیت است که چرا چنین افراد احساس بزرگ ترور اگر اين روند تهدید است در هر راه. آنها تسکین دهنده توهمات. عمیق مفهوم هورنای کار این است که زمانی که در چنگال عصبی در روند ما آنقدر آویزان بر ما “استبدادی shoulds” که ما نیستند در واقع حرکت در مسیر ما واقعا ارزش. هورنای می دهد به عنوان مثال از بیماریهای همتای اساسی بشر در تلاش برای محبت:

“یک آرزو برای محبت از دیگران است معنی دار تنها در صورتی وجود دارد که محبت به آنها احساس داشتن چیزی مشترک با آنها… اما عصبی نیاز به محبت است و عاری از ارزش متقابل است. برای عصبی فرد احساسات خود را از محبت تعداد کمی به عنوان آنها می خواهم اگر او بود احاطه عجیب و غریب و حیوانات خطرناک است. می شود دقیق نیست و حتی واقعا می خواهید به دیگران محبت است اما صرفا نگران کاملا و قاطعانه که آنها را بدون حرکت تهاجمی در برابر او. مفرد ارزش دروغ گفتن در درک متقابل و تحمل و نگرانی و همدردی هیچ جایی در ارتباط است.”

اگرچه اين روند در انسان ؟ در حالی که در ابتدا ارائه یک لیست از 10 عصبی روند هورنای astutely مشاهده شده است که بسیاری از آنها هم خوشه; آنها با یکدیگر سازگار هستند و نمی تواند به جنگ داخلی. برای مثال یک وسواس ولع مصرف برای قدرت اغلب همراه با یک ولع مصرف برای اعتبار و همچنین تمایل به بهره برداری از دیگران; وسواس ولع مصرف برای محبت اغلب همراه با وسواس نیاز به تایید از دیگران و همچنین نیاز به یک قوی رمانتیک شریک خواهد شد که “تمام مشکلات را حل کند” و ارائه یک با یک هویت.

او همچنین اشاره کرد که برخی از خوشه ها در تقابل با یکدیگر است. در نظر گرفتن یک نمای پانوراما از طبیعت انسان هورنای پیشنهاد سه جهت اصلی است که در آن یک فرد می تواند حرکت: به سمت مردم در برابر مردم و به دور از مردم.

چه شده است شما را عصبی روند ؟

“حرکت به سمت مردم” رعایت

داشتن آنچه شناخته شده به عنوان “موافق” شخصیت این افراد دلجویی از دیگران در هر هزینه شخصی از جمله خود تبعیت و ریختن فردیت. آنها ارزیابی خود را از آنچه دیگران فکر می کنم و تبدیل به بیش از حد وابسته به افراد دیگر برای عشق و ایمنی. هورنای معتقد بود که این افراد به دست آوردن یک احساس حمایت و تعلق آن را به حداقل می رساند خود احساس ضعف و انزوا. اما در انجام این کار آنها را قبول خود درماندگی و تنها می توانید احساس امن و مطمئن که برنده محبت دیگران و حمایت خود را. اگر وجود دارد مخالف پدر و مادر کودک را اغلب خود را متصل به قدرتمند ترین فرد یا گروه برای ایجاد و افزایش حس تعلق که باعث می شود کودک کمتر احساس ضعف و کمتر شده است. عنصر اساسی اضطراب و درماندگیاست overemphasized در این راه از زندگی.

در تحقیقات مدرن این رویکرد به دیگران نشان داده شده است که دارای همبستگی مثبت با وابسته و histrionic اختلالات شخصیت و همچنین به عنوان یک اضطراب در سبک دلبستگی. در زیر برخی از موارد اقتباس از یک مقیاس ایجاد شده توسط فردریک کولیج و همکارانش که اندازه گیری سازگار عصبی روند. ببینید چقدر شما موافقت با هر یک از آیتم و این درمان را به عنوان یک فرصت برای برخی از صادق و معتبر خود تجزیه و تحلیل:

1. من نیاز به دوست توسط هر کس.

2. من به طور کامل خود را به خطر انداختن.

3. من تقریبا می خواهم همیشه و نه با کسی دیگری از تنهایی.

4. من به مراقبت های بسیار بسیار افراد دیگر چه چیزی از من فکر می کنم.

5. من احساس می کنم خرد اگر من را رد کرد.

6. من احساس می کنم ضعیف و درمانده وقتی که تنها هستم.

7. من سعی کنید برای جلوگیری از جنگ و یا استدلال.

8. من تمایل به احساس تقصیر من اگر چیزی را اشتباه می رود.

9. من تمایل به کسی که اول معذرت خواهی.

10. من نیاز به این شرکت از دیگران است.

“حرکت در برابر مردم”— تهاجمی

داشتن “تهاجمی” شخصیت این افراد به طور خودکار بی اعتمادی مردم دیگر احساس و نیت و شورشی در هر راه که آنها می توانند. آنها را قبول نفاق و خصومت در اطراف آنها و تعیین آگاهانه یا ناخودآگاه به مبارزه با. آنها بی اعتمادی احساسات و نیات دیگران نسبت به خود تمایل به “جنگل” جهان بینی و مستعد ابتلا به یک شخصیت اقتدارگرا.

آنها می خواهند به فرد قوی تر در همه زمان ها و شکست دیگران تا حدودی برای حفاظت از خود را دارند و تا حدودی برای انتقام. این عنصر از خصومت است overemphasized در این راه از زندگی. تحقیقات مدرن در ارتباط با این نوع ضد اجتماعی, مرزی, خودشیفتگی ، پارانویا و منفعل-تهاجمی اختلالات شخصیت. در اینجا برخی از موارد اقتباس از یک مقیاس ایجاد شده توسط فردریک کولیج و همکارانش که اقدامات تهاجمی عصبی روند:

1. این یک جهان دشمن.

2. زندگی یک مبارزه است.

3. من می خواهم به در فرمان.

4. تنها قوی ترین زنده ماندن.

5. من لذت بردن از احساس قدرتمند است.

6. من لذت بردن از outsmarting افراد دیگر است.

7. مردم دیگر بیش از حد احساساتی.

8. من مهار نشده و شجاع است.

9. برای زنده ماندن در این دنیا شما باید برای خودتان نگاه کنید ،

10. این یک واقعیت زندگی اکثر افراد موفق گام دیگر به جلو.

“در حال حرکت به دور از مردم”—جدا

در نهایت داشتن “جدا” شخصیت این افراد لازم نیست که احساس تعلق یا تمایل به مبارزه با, اما ترجیح می دهم به نگه داشته می شود جدا از سایر مردم است. آنها بیشتر در رابطه با فاصله گرفتن از دیگران, اما در انجام این کار آنها نیز جدا از خود. آنها آگاهانه و ناخودآگاه جلوگیری از احساسی مشارکت با دیگران و نمایش اغراق آمیز نیاز برای خودکفایی. آنها ساخت تا جهان خود را با طبیعت, عروسک, کتاب ها و رویاهای. این عنصر از انزوا است تاکید کرد در تحقیقات مدرن و این نوع است که دارای همبستگی مثبت با اجتنابی اختلال شخصیت به عنوان به خوبی به عنوان یک سبک دلبستگی اجتنابی. در اینجا برخی از موارد اقتباس از یک مقیاس ایجاد شده توسط فردریک کولیج که اقدامات جدا بیماریهای روند:

1. من خود کافی است.

2. من واقعا نمی نیاز مردم است.

3. من می تواند به خوبی و بدون هر کس که.

4. من برای جلوگیری از طولانی مدت تعهدات.

5. من خشمگین مردم در تلاش برای نفوذ در من.

6. من سعی کنید برای جلوگیری از مشاوره از دیگران است.

7. من می تواند زندگی خوب و بدون دوستان و یا خانواده.

8. من آن را دوست دارم بهتر است زمانی که مردم به اشتراک گذاشتن افکار یا احساسات خود را با من.

9. من احساس می کنم من می خواهم بهتر است بدون مردم نسبت به مردم است.

10. من سعی کنید برای جلوگیری از درگیری.

پیدا کردن هماهنگی درونی

اجازه دهید روشن است: آن است که کاملا طبیعی و سالم به ارزش تنهایی, می خواهم به بیان سرخوردگی و خشم زمانی که نیازهای شما را خنثی و به میل و محبت و چاپلوسی از دیگران است. اين روند تعریف شده به طور خاص توسط خود وسواس طبیعت و توانایی به دست گرفتن بر کل فرد. سالم شخصیتی است که قادر به انعطاف پذیری سوئیچ بین های مختلف strivings و تنظیم رفتار در یک شیوه تولیدی که در واقع حرکت فرد به سمت تحقق است. هورنای معتقد دو راه وجود دارد که ما اين روند ایجاد “مصنوعی هماهنگی”:

  • ما سرکوب جنبه های خاصی از شخصیت ما را در مقابل خود به جلو (به عنوان مثال ما می توانیم بیش از حد توانایی ما به یک نوع مراقبت فرد که هرگز, همیشه تحت هر شرایطیعمل به شدت نسبت به دیگران; ما می توانیم بیش از حد توانایی ما برای کنترل محیط زیست و تسلط بر دیگران و آن را روشن است که ما تحت هیچ شرایطیپشت, کردن, عذر خواهی و یا نگاه ‘ضعیف’ نشان مهربانی) و یا
  • ما با قرار دادن چنین فاصله ای بین خود و دیگران است که ما حتی نمی اجازه می دهد که درگیری به وجود می آیند در وهله اول (به عنوان مثال ما ارزش تنهایی آنقدر که ما هرگز در تعامل با هر چیزی که ممکن است به خطر اندازد که فضا و توجه به ما درگیری های داخلی).

هر دو استراتژی القای یک حس کاذب از وحدت است که ممکن است اجازه می دهد یک فرد به تابع در حال حاضر حتی اگر در دراز مدت هزینه برای خود و دیگران. در نهایت اما هورنای معتقد به پتانسیل بسیار زیادی برای رشد و توسعه است. در واقع او با اشاره به نظریه به عنوان یک “سازنده” نظریه و اعتقاد بالاترین هدف از درمان است تلاش برای wholeheartedness: “باید بدون تظاهر به احساسی صادقانه قادر به قرار دادن تمام خود را به یک احساس یکی کار یکی از اعتقادات.” به عنوان هورنای,یادداشت

“ما شجاعانه به نام جمله اهداف بالا استوار بر این باور است که شخصیت انسان می تواند تغییر کند. آن است که نه تنها کودک است که قابل انعطاف است. همه ما حفظ این ظرفیت برای تغییر حتی به تغییر در روش اساسی تا زمانی که ما زندگی می کنند.”

tinyurlis.gdclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>